السيد هاشم الناجي الموسوي الجزائري ( مترجم : مؤلف )

190

حمايت از حيوانات در اسلام ( فارسى )

سپس حضرت دعا كرد و فرمود : خداوندا - بحقّ محمّد و آل محمّد - به اين شير رزق و روزى مرحمت كن . منقذ مىگويد : سپس مشاهده كردم كه آن شير مشغول خوردن چيزى شده است كه به جسد شترى شباهت داشت . پس از آنكه شير آن طعمه را خورد . به حضرت گفت : - يا امير المؤمنين - به خدا سوگند ما جماعت شيرها شخصى را كه تو و خاندانت را دوست داشته باشد نمىخوريم . سپس امير المؤمنين عليه السلام به آن شير فرمود : محل زندگىات كجا مىباشد ؟ شير گفت : ما مأمور هستيم كه گمراهان اهل شام را بدريم و آنها را طعمهء خود كنيم . محل زندگى ما اطراف نيل مىباشد . حضرت به شير فرمود : براى چه به كوفه آمده‌اى ؟ شير گفت : به سرزمين حجاز سرى زدم اما در آنجا چيزى نيافتم . سپس به اين سرزمين آمدم . و من امشب به سوى شهر قادسيه مىروم تا در آنجا مردى از دشمنان شما كه سنان بن وابل نام دارد و در صفين به جنگ شما آمده بود را بدَرم و طعمهء خود سازم و به هلاكت برسانم . زيرا او رزق امشب من مىباشد . و من اينك به قصد دريدن او به آن شهر مىروم . منقذ گفت : سپس شير از جاى خود برخاست و از كنار حضرت دور شد و به راه خود ادامه داد . من از اين ماجرا تعجّب كردم . حضرت به من فرمود : چرا از اين امر تعجب مىكنى ؟